مشکل با سوراخ کردن دماغ

دخترم اومده, میبینم یک چیز چسبیده به دماغش ! میگم اون چیه چسبیده رو دماغت؟! میگه چیزی نچسبیده! میگم اون که داره برق میزنه رو دماغت ! میگه اون نچسبیده,…

Continue Readingمشکل با سوراخ کردن دماغ

!یاد اون روزا بخیر

دخترم دیروز طبق معمول رفته سر یخچال تو آشپزخونه , میگه بابی, من این یخچال رو از همه چی بیشتر تو این خونه دوست دارم البته بعد از بابام, چونکه…

Continue Reading!یاد اون روزا بخیر

Real Madrid CF or FC Barcelona !رئال مادرید یا بارسلون ؟

دوستان عزیزم, دخترم ازاسپانیا که برگشت, دستش درد نکنه, یک لباس بسیار قشنگ تیم بارسلونا رو برام سوغاتی آورده بود. مشکل اما اینجاست که من طرفدار سر سخت تیم رئال…

Continue ReadingReal Madrid CF or FC Barcelona !رئال مادرید یا بارسلون ؟

!نزارین بچه ها واستون تصمیم بگیرن

آقا من این کار رو کردم شما نکنید, حسابش دیگه از دستم در رفته که این دفعه چندمه که من گول این بچه ها رو میخورم! همین هفته پیش بود,…

Continue Reading!نزارین بچه ها واستون تصمیم بگیرن

!بابا رو بیشتر دوست داری یا باقلوا رو؟

نوشته مهدی امیری ۱۶ جون ۲۰۱۹ وقتی بچه ها رو میفرستین فارسی یاد بگیرن, این مشکلات هم پیش میاد دیگه ! این تخته سیاه رو بچه ها خودشون واسم درست…

Continue Reading!بابا رو بیشتر دوست داری یا باقلوا رو؟

بعد از یکماه دوا درمون و نخوردن

نوشته مهدی امیری ۲۷ جولای ۲۰۱۹ آقا یکماه مارو برده بودن, یعنی دقیقا ۲۹ روز در شهری که قبلا واستون نوشتم, واقعا زیبا و قشنگ, بهشت اصلا اما ما رو…

Continue Readingبعد از یکماه دوا درمون و نخوردن

بستنی فروش زیبا رو

نوشته مهدی امیری ۲۴ آگوست ۲۰۱۹ تازگیا دوستان, اینجوری شده که ما هرجا میریم, مغازه لباس فروشی, خوار و بار فروشی, کتاب فروشی حتی و خب رستوران اینام که همیشه…

Continue Readingبستنی فروش زیبا رو

!آخه نون و پنیرم شد شام ؟

نوشته مهدی امیری ۳ سپتامبر ۲۰۱۹ باور کنین دوستان یکی از خوشمزه ترین شام هایی بود که در عمرم خوردم. حتما با خودتون میگین , گوجه فرنگی و خیار و…

Continue Reading!آخه نون و پنیرم شد شام ؟

یک روز زیبا با دخترام

نوشته مهدی امیری ۱۹ جولای ۲۰۲۰ دیروز دوستان جاتون خالی با دخترام رفته بودیم رستوران . دختر بزرگم هی میگفت بابی تعریف کن حرف بزن واسمون, خیلی دوست داره که…

Continue Readingیک روز زیبا با دخترام

یک روز زیبا با دخترام

نوشته مهدی امیری ۱۹ جولای ۲۰۲۰ دیروز دوستان جاتون خالی با دخترام رفته بودیم رستوران . دختر بزرگم هی میگفت بابی تعریف کن حرف بزن واسمون, خیلی دوست داره که…

Continue Readingیک روز زیبا با دخترام

جایزه آخر سال

دخترم میگه: بابا خوشحالم که این جمعه باز واسمون کادو میگیری! میگم باز دیگه چه خبره؟! میگه یادت رفته؟! کارنامه میگیریم. میگم اگه همه نمره هاتون ۱ باشه. میگه آره…

Continue Readingجایزه آخر سال

چه زود بچه ها بزرگ میشن

روزی هنگامی که فرزندانمان بزرگ شوند ، فضای منزل مان خالی از نقاشی های کودکانه خواهدشد ؛ دیگر اثری از شکلک های خندان بر روی دیوارهای خانه، حک کردن اسامی بر روی پارچه ی دسته ی مبل ها و طرح های لرزان انگشتی بر روی شیشه های بخار گرفته ی پنجره های خانه، وجودنخواهد داشت.

(more…)

Continue Readingچه زود بچه ها بزرگ میشن

کارتون های زمان بچگی

دخترم پرسید بابی, تو وقتی هم سن من بودی چه کارتونایی رو از همه بیشتر دوست داشتی؟ گفتم: بچگیای من باباجون برمیگرده به ۴۰-۵۰ سال پیش,  مثل حالا نبود دخترم که…

Continue Readingکارتون های زمان بچگی

مادر بچه ها رو وردار ببر !

نوشته مهدی امیری ۶ دسامبر ۲۰۱۴ دخترام ولکن نبودن, میگفتن, همه بچه ها تو خونشون یک حیوون دارن, مام میخوایم, باید تو یک سگ بگیری که ما باهاش بازی کنیم.…

Continue Readingمادر بچه ها رو وردار ببر !

بچه های امروزی

دیشب, میخواستم برم سر کامپیوتر, دوتا کامپیوتر  دارم تو خونه, کامپیوتر دسک تاپ رو دختر کوچیکم گرفته بود بازی میکرد, لپ تاپ هم دست دختر بزرگه بود, ولکن هم نبودن!
فکر بکری به سرم زد, رفتم تو قسمت ویدیوتک تلویزیون, یک فیلم جدید بچه ها رو سفارش دادم  و شروع کردم به تماشا, مطمئن بودم که  بچه ها تا ببینن ,  کامپپیوتر ها رو ول میکنن.
٢ دقه, ٣ دقه, ١٠ دقه, دیدم نخیر, بچه ها اصلا نگاهی هم به سمت تلویزین نمیندازن! (more…)

Continue Readingبچه های امروزی

تلافی

 دختر کوچیکم میگه , بابی من خیلی دوست داشتم مامان تورو میدیدم.
میگم من خودمم مامامنمو زیاد ندیدم باباجون, خیلی کوچیک بودم که رفت.
میگه بابی, چرا خدا اینکار رو با تو کرد؟ (more…)

Continue Readingتلافی