نرخ ارز و نگرانی بنده!

دوستان این  بالا رفتن قیمت ارز هم بد جوری واسه ما ملت درد سر شده ، ایرانی ها اونقدری که نگران  نرخ دلار و یورو و قیمت سکه هستن،  ناراحت  نهار ظهر و  شام شبشون نیستن!
هر کی رو  که میبینی، اولین  سوالی که  میپرسه اینه که دلار به ۳۰۰۰ تومان رسید یا نه هنوز؟!  سلام و احوال پرسی دیگه داره از تو مردم ور میوفته! صحبت ها و گفتگو ها همه شده نرخ ارز و قیمت طلا و بانک مرکزی و دلار آزاد و….خیلی ها، همه حساباشون بهم ریخته با این صعود بی رویه و سرسام آوره  قیمت ارز، گذشته از اون که جنسا  تو ایران هر روز گرون تر میشه، معاملات و خرید و فروش ها همه خوابیده! چه جوری تجار میتونن جنسی سفارش بدن وقتی نمیدونن که تا روزی که جنسا دستشون برسه، ارزش ریال چقدره!  به چه قیمتی باید بخرن و با چه قیمتی باید بفروشن! من حتی از یکی از دوستان شنیدم که خیلی از شرکت ها و  دفاتر بازرگانی  بلکل تعطیل کردن  و منتظر هستن که ببینن کار به کجا میکشه! اونایی که جنس وارد میکنن، اونایی که میخواستن برن مسافرت  واسه معالجه، اونایی که با ایران کار میکردن و از همه بد تر دانشجو هایی که در خارج از کشور   مشغول ادامه تحصیل هستند با مشکلات فراوان روبرو شدن! خلاصه دوستان سیاست اقتصادی کشور ما منو یاد اون مثال میندازه که میگه، یک آدم دیوونه،  یک سنگ تو چاه میندازه که ۱۰۰۰ تا آدم عاقل هم نمیتونن درش بیارن! حالام تو کار سیستم مالی ما، آدم های نالایق سنگی انداختن تو چاه که دیگه تمام کارشناس های دنیام که جمع شن، راه حلی نمیتونن واسش پیدا کنن!

 

[metaslider id=17847]

 

خوب بگذریم ،  من نه  از اقتصاد  چیزی سر درمیارم و نه با  امورات بازار ارز کوچکترین  آشنایی دارم،    از سیاست هم که اصلا هیچی حالم نیست!  از طرف دیگم، نه با ایران معامله و مراوده ای  دارم و نه پول و ارزی تو بانکی خوابوندم  که الان شب و روز خوابم نبره که چی بشه و چی نشه!
فقط امروز صبح که دیدم یورو از مرز ۳۵۰۰ هم گذشته یاد جریانی افتادم که عجیب نگرانم کرد! الان خدمتتون عرض کنم، حتما شمام به من حق میدین که باید به فکر چاره میوفتادم !
بله عرضم  به حضورتون ، ۷-۸ سال پیش که ایران بودم، یکی از دوستان که اتفاقا همینجام زندگی میکنه رو در ایران ملاقات کردم ، برای انجام معامله ای ۱۵ میلیون تومان پول لازم داشت، منم واسش جور کردم و قرار شد که این پول رو در اینجا به  یورو بهم  پس بده ، دوستمون هم واقعا آدم درستکار و خوبیه، چونکه دستش در جال حاضر یک مقدار تنگه  نتونسته  هنوز این بدهکاریشو  پس بده  اما هر چند وقت یکبار تماس میگیره و میگه که قرضش یادش نرفته و حتی چند بار هم خواسته که هر چند ماه یکبار مقداریشو بیاره بده تا حسابمون صاف شه اما من با اطلاع از حال و روزش، بهش گفتم که فعلا، خدا رو شکر احتیاجی به این پول ندارم و هر وقت کار و بارش بهتر شد میتونه بیاره و بده!
امروز صبح تلفنی باهاش تماس گرفتم و گفتم ازت یک خواهش داشتم!
یک خورده هول شد، گفت راجع به پولت میخوای بپرسی ؟
گفتم آره!
گفت من شرمندتم ، یک وقت خیال نکنی که یادم رفته ، شب و روز فکرشم اما به جون بچه هام نداشتم!
گفتم صبر کن بابا عجله نکن، میخواستم ببینم میتونی لطفی به من بکنی؟
گفت میدونی که من هر کاری واسه تو بتونم بکنم با کمال میل انجام میدم!
گفتم میتونی این پولی که من بهت قرض دادم نادیده بگیری، فراموشش کنی؟!
گفت چی شده، داری کنایه  میزنی؟!
گفتم نه بابا چه کنایه ای، بیا و از سر این طلب من بگذر!
گفت حالت خوبه؟!
گفتم وقتی بگی آره  خوب میشه، الان هنوز نگرانم!
گفت میشه بگی چت شده؟
گفتم طلب منو بخشیدی؟
گفت بگو ببینم داستان چیه!
گفتم ببین دوست عزیز، روزی که من پولودرایران بهت دادم، به یورو میشد چیزی حدود ۱۴-۱۵ هزار  یورو!
یکی دو سال پیش میشد حدود ۱۰۰۰۰ یورو
۵-۴  ماه پیش میشد ۷۵۰۰ یورو!
تا چند هفته پیش شده بود ۶۰۰۰ تا!
امروز شده چیزی حدود ۴۰۰۰ تا!
فکر کنم همین جوری پیش بره اینا یک خورده دیگه دوام بیارن،  دیر بجنبم، یک پولی هم دستی باید   بهت بدم، اینه که میخوام ازت خواهش کنم بزرگی کنی و یک نوشته بهم بدی که تو به من قرونی بدهکار نیستی!

شما ممکن است این را هم بپسندید

بدون پاسخ

  1. دوستان ۲-۳ تا مطلب جدی آماده انتشار داریم ، خدا ندای عزیز رو از ما نگیره اما بخاطر اینکه مطالب همه زیاد جدی نباشه ،من این مطلب رو نوشتم که آنتراکتی باشه بین موضوعات جدی تر، الان هم منتظرم که ندای عزیز بیاد و یک کامنت بزاره،، چونکه از اونای دیگه که ما هیچ وقت عکس العملی نمیبینم! 🙁

  2. roya گفت:

    سلام مهدی جان
    خیلی کار خوبی کردی که زود جنبیدی و طلبت رو بخشیدی چون با این وضعیت
    قطعا بدهکار می شدی .
    اما برات بگم از گرانی ارز که من هم شوکه شدم هم خندیدم ،
    دیروز رفته بودم خرید و از میوه ” به ” که برای غذا خوب است دو عدد برداشتم و به فروشنده گفتم چقدر تقدیم کنم گفت 3100 تومان با دو شاخی که روی سرم کاملا نمایان شده بود و پسرم هم دید ! گفت خانم امروز یورو شده 3500 تومان کجای کاری؟ گفت ببخشید “به” به یورو چه ربطی داره ؟ به دلار چه ربطی داره ؟ گفت از دست شما زنهای خانه دار که هیچ چیز نمی دونید ؟! روزی صد تا میان اینجا و وقت ما رو می گیرن؟
    بنده هم 3100 تومان را دادم و دوعدد” به ” را خریدم و آمدم خانه
    و هنوز نخوردمش؟؟!!!!!

  3. رویا جون یادم میاد قدیما، هر کی از ایران برمیگشت کلی با خودش چیز میآورد چونکه همه چی ایران ارزون تر بود، حالا داستان کاملا بر عکس شده، قیمت هر چی رو ما میپرسیم، ۲ برابر اینجاست! من جای تو بودم اون به های محترم رو نمیخوردم، میبوردمشون عکاسی باهاشون عکس مینداختم ! 🙄

    اما زیاد نگران نباشین، مشکلات دنیا رو که تو نیو یورک حل کردیم و خیالمون راحت شد، فکری هم به حال مسکلات ایران خواهیم کرد!

  4. amir kaviani گفت:

    salam Mehdi jan
    من هم همچین تجربه ای دارم 2 سال پیش دوستم میخواست خونه بخره من 10000یورو داشتم بهش قرض دادم میشد حدود 13 میلیون تومان 1 ماه پیش که پولو بهم داد – میشه 4000 یورو منم دلم نیومد چیزی بهش بگم ولی این تغییرات روی رابطه ادام ها و روابط اجتماعی اونها هم اثر داره ……..
    چی بگم ……. امان از این سنگه که افتاده تو چاه…

  5. سایه گفت:

    مریدان شیخ را گفتند یا شیخ نرخ دلار چند است؟ شیخ بگفت الان؟ یا الان؟ جمله جمع را از این ظرافت شیخ وقت خوش گشت و نعره ها زدند و راه صحرا گرفتند…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *