حالا ای موقِع؟!

 

دیروز دوستان, رفته بودم فروشگاه ایرانی, ,لیمو عمانی بخرم, پیدا نمیکردم, به آقای فروشنده ( که خیلی هم خوش رو بود) گفتم میشه لطف کنین یک بسته لیمو به من بدین.

دیدم سنگین از جاش بلند شد, اما ۲ زاریم نیوفتاد.

از لیمو هاش خیلی تعریف میکرد , میگفت اینا تبریزیه, حرف نداره.
پرسیدم شما تبریزی هستین؟
گفت نه, شیرازی.
گفتم, آقا, به جون ۲ تا بچم, من اصلا روحمم خبر نداشت که شما شیرازی هستین وگرنه همچین جسارتی نمیکردم که شما رو از جاتون بلند کنم, میخواین بغلتون کنم بذارمتون رو صندلی ؟!
?

دیدگاهتان را بنویسید