خرس برفی

دوستان دیشب بالاخره, اولین برفی که بشه بهش گفت برف, روما در وین داشتیم, البته چند باری تو این زمستون برف اومده بود اما خیلی خفیف و نه اونقدر که بخواد رو زمین بمونه.

دخترام دیگه امروز خیلی خوشحال بودن, رفتیم و با همدیگه ٣ تا آدم برفی ,درست کردیم , یکیشون شکمش خیلی گنده بود.
به دخترم میگم باباجون, این خرسه یا آدم برفی ؟ آخه کدوم آدمی شکمش به این گندگیه؟!
میگه بابی, اون وسطی منم, اینیکیم مامیه, اون خرسم تویی! 🙄

 

 

 

یادش بخیر, خدا بیامرز بابامون,  وقتی وارد اتاق میشد, تا نیم ساعت هم اگه نمیگفت بفرمایید بشینید , ما بچه ها, همون جوری که جلوش بلند شده بودیم , سر پا واستاده بودیم, میموندیم و نمینشتستیم, حالا دختر من به من, که باباش باشم میگه اون خرسه, تویی!

 

دیدگاهتان را بنویسید