زرشک پلو


میگه میخوام ازدواج کنم!
میگم مبارکه, همدیگرو خوب میشناسین؟
میگه اره, خیلی خوبه, اینقدر بهم میرسه. هر شب منتظرم میمونه, غذا واسم آماده میکنه … زرشک پلوایی میپزه که میخوای انگشتاتو بخوری!
میگم آره میدونم, ما مردا هرچی میکشیم از دست شکم و همین زرشک پولواست!
میگه مثل اینکه خاطرات بدی از زرشک پلو داری, تعریف کن بینیم ؟!
گفتم احتیاجی نیست, خودت چند ماه دیگه میگی, اگه میدونستم اینجوری میشه١٠ تا انگشتامو میخوردم و لب به اون زرشک پلو نمیزدم….

دیدگاهتان را بنویسید