دوستان؛ سفر کییشمون هم به پایان رسید؛ ۳ روزی اونجا بودیم و خیلی کیف کردیم؛ الان دارم این مطلب رو واستون از مشهد زیبا مینویسم:

 

 

اگه بخوام,در ۲-۳ جمله نظرمو درباره این سفر بگم, باید خدمتتون عرض کنم, که یکی از بهترین سفرهای عمرم بود, جزیره, بینهایت زیبا, کیشوند ها به طرزباورنکردنی مهربون و مهمون نواز, و هتلی که درش اقامت داشتیم عالی ( بعدا دربارش مینویسم) از زیبایی و وقار خلیج فارس هم که هرچی بگم؛ کم گفتم …..
در یک جمله, هزار تا مسافرت, آنتالیا و جزایر قناری و مصر و یونان و مالزی و تایلند و پاتایا و لاس وگاس و ینگه دنیا , با یک لحظه بودن در کیش نمیتونه برابری کنه, میدونین چرا؟

چونکه مال خودمونه, آبش, آب ایرانه,هواش, هوای ایرانه, خاکش, خاک ایرانه…

و اما داستان برنج, بله دوستان, پریروز یک برنامه گشت جزیره داشتیم که خیلی جالب بود, تقریبا همه جاهای دیدنی کیش رو دیدیم و کلی عکس های جالب گرفتم, درخت سبز,یا درخت آرزو, خانه بومی, کشتی یونانی,بازار عرب ها, شهر کاریز……. و خیلی جاهای دیگه
من معمولا عکس ها رو شب به شب از دوربین میارم تو کامپیوتر اما چونکه اونشب دیروقت برگشتیم هتل و خیلی خسته بودم اینکار رو نکردم, دیروز هم که روز آخر اقاماتمون در کیش بودم به ساحل مرجان که بینهایت زیبا و آرامبخش بود رفتیم, دریا اینقدر آروم بود که تصمیم گرفتیم بریم و پاهامونو بزاریم تو آب, منم همونجوری که با دوربین عکس میگرفتم
میرفتم به سمت آب که نیم متر مونده به آب, روی اون سنگ های سبز پوشیده از خزه, سر خوردم و با هر چهار دست و پا رفتم رو هوا و بطرز بسیار عجیبی خوردم زمین رو سنگ ها, خیلی شما ها شانس آوردین که سرم به اون سنگا نخورد وگرنه دیگه شما الان منو نداشتین که هر روز بیام و واستون از این نوشته های بی نظیر و بی بدیل بنویسم!

 

خلاصه دوستان, درد سرتون ندم, بلند شدم دیدم همه چی سر جاشه غیر از دوربینی که دستم بود, دوربین کجا بود؟, تو آبهای خلیج همیشه فارس!!
هیچی دیگه دوستان با کفش و جوراب و لباس پریدم تو آب و دوربین رو درآوردم و باتری و مموری کارتشم که جای دیگه افتاده بود پیدا کردم ویک ساعتی همونجا تو آفتاب واستادم که هم دوربین و هم لباسا خشک شن که نشدن, بعدم رفتیم تو مرکز خرید مرجان که اتفاقا هم خیلی خوب بود.

الان هم دوستان, از دیشب, بعد از اومدن از فرودگاه مشهد, دوربین و باتری و همه چی رو گذاشتیم تو برنج که آباش رو بکشه ( اینکار رو از زمان موبایل فروشی یاد گرفتم) دیگه خدا میدونه که ببینیم آیا میشه از دوربین و عکس ها استفاده کرد یا نه, باید تا شب صبر کنیم.!

 

 

این پست دارای یک نظر است

  1. Mehdi Amiri مدیر سایت

    خب دوستان, دوربین که دیگه متاسسفانه روشن نمیشه, مثل اینکه برنجاش خوب نبوده, خدا رو اما شکر که عکس ها رو در مموری کارد میشه خوند و این ۳ تا آخرین عکسی که با دوربین خدا بیامرز گرفتم براتون میزارم تا با اون سنگهای خائن آشنا بشید :

    Kish Marjan Beach Iran

    kish marjan Beach Iran

    kish marjan beach iran

دیدگاهتان را بنویسید