بله من رشتی هستم

کودک و نوجوان که بودم هر وقت مدرسه اعلام می‌کرد که فردا موهای دانش‌آموزان را بازدید می‌کنیم و هر مویی که بیش از نمره‌ی چهار بود ماشین می‌کنیم غصه‌ام می‌گرفت. نه به خاطر این‌که مدرسه چیزی شبیه پادگان بود و در جا جای آن خشونت عریان نمایان بود بل‌که برای من دلیل دیگری داشت.

پشت سر من صاف بود و وقتی موهایم را کوتاه می‌کردم این صاف بودن بیش‌تر نمایان می‌شد و آن‌وقت هم‌کلاسی‌ها به تمسخر می‌گفتند «بچه رشتی» یا «رشتی بی‌غیرت» و من در عالم کودکی از این‌که رشتی که معادل بی‌غیرت و بی‌ناموس بود لقب بگیرم خیلی خجالت می‌کشیدم. بارها از مادرم پرسیدم که چرا پشت سر من صاف است و مادرم می‌گفت برای این‌که نوزاد که بودی گهواره می‌خواباندیمت و به این صورت شکل گرفت؛ و من آرزو می‌کردم کاش گهواره‌ای نبود.
هر چه تلاش می‌کردم به مسخره‌کنندگان بگویم من رشتی نیستم فایده‌ای نداشت و این تحقیرها ادامه داشت.
شاید این مسئله تا اول دوم دبیرستان نیز ادامه داشت.

بی‌غیرتی و بی‌ناموسی در آن روزها و شاید همین روزها در جوک‌ها چیزی بود که به رشتی‌ها نسبت می‌دادند دقیقا مانند «خربودن ترک‌ها» و «گول و گیج‌بودن لرها» و «خسیس‌بودن اصفهان‌ها» و «ملخ‌خوربودن عرب‌ها» و «سربریدن‌های کردها.»
شاید اگر بخواهم به یکی از عمیق‌ترین غم‌های دوران کودکی‌ام اشاره کنم اندوهی بود که از کنار همین تمسخرها و بی‌غیرت و رشتی‌بودن‌گفتن‌ها دچارش شدم.

بعدها که بزرگ‌تر شدم از قضا بیش از همه‌ی شهرهای ایران به رشت سفر کردم و به راستی که هیچ شهر ایران را به اندازه‌ی رشت دوست نداشتم و ندارم و وقتی با مردمان آن بیش‌تر مراوده و دوستی یافتم بیش‌تر دانستم که دلیل صفت «بی‌غیرت» که به آن‌ها نسبت می‌دهند چیست. مردمانی که مردان‌شان بیش از دیگر اقوام ایران برای زن احترام قائلند و با زور ححاب بر سرشان نمی‌کنند و زنان‌شان آزادترند.

شاید اگر آن روزهای کودکی این‌ها را می‌دانستم به جای غصه‌خوردن از تمسخر دیگران سرم را بالا می‌گرفتم و به دروغ می‌گفتم بله من رشتی هستم.

این‌روزها که افغانستانی در قفس می‌کنند و همه‌ی آن روزهایی که به ترک و لر و کرد و بلوچ و عرب به تمسخر نسبت‌هایی می‌گفتند و می‌گویند یاد کودکی‌ام می‌افتم و رنجی که از آن تحقیر قومی بردم.

بهزاد مهرانی

Behzad Mehrani

ویدیو: ترانه گیلکی«آها بوگو» با اجرای ناصر وحدتی

آها بوگو- ناصر وحدتی

کودک و نوجوان که بودم هر وقت مدرسه اعلام می‌کرد که فردا موهای دانش‌آموزان را بازدید می‌کنیم و هر مویی که بیش از نمره‌ی چهار بود ماشین می‌کنیم غصه‌ام می‌گرفت. نه به خاطر این‌که مدرسه چیزی شبیه پادگان بود و در جا جای آن خشونت عریان نمایان بود بل‌که برای من دلیل دیگری داشت.پشت سر من صاف بود و وقتی موهایم را کوتاه می‌کردم این صاف بودن بیش‌تر نمایان می‌شد و آن‌وقت هم‌کلاسی‌ها به تمسخر می‌گفتند «بچه رشتی» یا «رشتی بی‌غیرت» و من در عالم کودکی از این‌که رشتی که معادل بی‌غیرت و بی‌ناموس بود لقب بگیرم خیلی خجالت می‌کشیدم. بارها از مادرم پرسیدم که چرا پشت سر من صاف است و مادرم می‌گفت برای این‌که نوزاد که بودی گهواره می‌خواباندیمت و به این صورت شکل گرفت؛ و من آرزو می‌کردم کاش گهواره‌ای نبود.هر چه تلاش می‌کردم به مسخره‌کنندگان بگویم من رشتی نیستم فایده‌ای نداشت و این تحقیرها ادامه داشت.شاید این مسئله تا اول دوم دبیرستان نیز ادامه داشت.بی‌غیرتی و بی‌ناموسی در آن روزها و شاید همین روزها در جوک‌ها چیزی بود که به رشتی‌ها نسبت می‌دادند دقیقا مانند «خربودن ترک‌ها» و «گول و گیج‌بودن لرها» و «خسیس‌بودن اصفهان‌ها» و «ملخ‌خوربودن عرب‌ها» و «سربریدن‌های کردها.»شاید اگر بخواهم به یکی از عمیق‌ترین غم‌های دوران کودکی‌ام اشاره کنم اندوهی بود که از کنار همین تمسخرها و بی‌غیرت و رشتی‌بودن‌گفتن‌ها دچارش شدم.بعدها که بزرگ‌تر شدم از قضا بیش از همه‌ی شهرهای ایران به رشت سفر کردم و به راستی که هیچ شهر ایران را به اندازه‌ی رشت دوست نداشتم و ندارم و وقتی با مردمان آن بیش‌تر مراوده و دوستی یافتم بیش‌تر دانستم که دلیل صفت «بی‌غیرت» که به آن‌ها نسبت می‌دهند چیست. مردمانی که مردان‌شان بیش از دیگر اقوام ایران برای زن احترام قائلند و با زور ححاب بر سرشان نمی‌کنند و زنان‌شان آزادترند.شاید اگر آن روزهای کودکی این‌ها را می‌دانستم به جای غصه‌خوردن از تمسخر دیگران سرم را بالا می‌گرفتم و به دروغ می‌گفتم بله من رشتی هستم.این‌روزها که افغانستانی در قفس می‌کنند و همه‌ی آن روزهایی که به ترک و لر و کرد و بلوچ و عرب به تمسخر نسبت‌هایی می‌گفتند و می‌گویند یاد کودکی‌ام می‌افتم و رنجی که از آن تحقیر قومی بردم.بهزاد مهرانیBehzad Mehraniویدیو: ترانه گیلکی«آها بوگو» با اجرای ناصر وحدتی

Posted by ‎Tavaana: E-Learning Institute for Iranian Civil Society توانا: آموزشکده جامعه مدنی ایران‎ on Sonntag, 11. September 2016

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *