فی داخلون!
نوشته مهدی امیری سپتامبر 13, 2010
نوشته مهدی امیری سپتامبر 13, 2010
ارسالشده در نوشتههای بابی آگوست 29, 2010 شما همتون شاهدین که من همیشه از حق خانوما دفاع کردم! واقعا هم که پیش وجدان خودم، شرمنده نیستم که حق خانوما…
ارسالشده در نوشتههای بابی آگوست 23, 2010
نوشته مهدی امیری آگوست 9, 2010

ارسالشده در نوشتههای بابی جولای 29, 2010
ارسالشده در نوشتههای بابی جولای 25, 2010
ارسالشده در نوشتههای بابی جولای 20, 2010
ارسالشده در نوشتههای بابی جولای 15, 2010 بعضیها واقعا از مغزشون استفاده میکنن، همه چی رو تجزیه تحلیل میکنن<!--more-->، نتایجی از هر بحث و خبری در میارن که ادمای معمولی…
نوشته مهدی امیری ژوئن 30, 2010 دیروز باز طبق معمول، حالم گرفته بود که دیدم یکی از دوستان که روی هم رفته، بچه بدی هم نیست اومد پیشم، این آقا…
نوشته مهدی امیری ژوئن 27, 2010 دیروز دوستی قدیمی بعد از چندین سال اومد پیشم، بیشتر از ۲۰ ساله که همدیگرو میشناسیم. دوست زمان مجردیمه، اون از من زرنگتر بود…
ارسالشده در نوشتههای بابی ژوئن 8, 2010 دیروز یکی اومده بود مغازه, عکس بچه هارو که به دیوار زدم, دید و پرسید بچه هاتن؟ گفتم با اجازه شما! گفت خدا…
ارسالشده در نوشتههای بابی می 24, 2010
نوشته مهدی امیری Mehdi Amiri می 17, 2010 life is a play چند وقت پیش با برادرم که رل یک آدم فهمیده و دانشمند رو بازی میکنه! صحبتی داشتیم…
ارسالشده در نوشتههای بابی می 11, 2010
ارسالشده در نوشتههای بابی می 6, 2010
ارسالشده در بهترین نوشتههای بابی آوریل 26, 2010