معین فردا متن ترانه

ما ز فردا نگرانیم که فردا چه کنیم
زیر این بار گرانی که جان را چه کنیم
تو ز من ثانیه هایی که نه از آن من است میخواهی
آتشی را که نه در جان من است می خواهی
روزگار روز مرا پیش فروشی کرده
دل بیدار مرا پیر خموشی کرده
هیچ در دست ندارم که به تو عرضه کنم
چه کنم نیست هوایی که دلی تازه کنم

قصد من نیت آزار نبود
جنس من در خور بازار نبود
جنسم از خاک و دلم خاکی تر
روح من از خود من شاکی تر
جنسم از رنگ طلا بود و نه از جنس طلا
دل گرفتار بلا بود و سزاوار بلا

خواننده : معین
شعر : مسعود فردمنش
آهنگ: سیاوش قمیشی
تنظیم : داوود اردلان

تکست . مهدی امیری

Mehdi Amiri

Parsnews Austria

دیدگاهتان را بنویسید