مستان و همای ملاقات با دوزخیان

0
(0)

آن دم که مــــرا مــــی زده بـر خـــاک سپــارید
زیـــــر کفنــــــم خمــــــره ای از بـــــاده گذاریـد
تــــا در سفـــــر دوزخ از ایــن بــــــاده بنوشـــم
بـــــر خــاک مـن از ساقــــه انگـــــور بکــاریــــد
آن لحظـــه کــه بـا دوزخیــــان کنـــــم مـــلاقات
یک خمـــره شـــراب ارغـــوان بــرم به سوغات
هرقدر که در خاک ننوشیدم از این باده صافی
بنشینـــــم و بــــا دوزخیـــــــان کنـــم تــــلافی
جــز ساغـــر و پیمانــــه و ساقـــی نشنـاسـم
بــر پــایـــه پیمانــه و شـادی است اســـاسـم
گر همچــو همــــای از عـطش عشق بسـوزم
از آتــــــــش دوزخ نــــهراســــــم نــــهراســـــم

آیا این مطلب رو دوست داشتید؟

لطفآ با ماوس برین روی قلب ها ببینین چی مینویسه که اشتباهی رای ندین , ۵ عالی, ۱ خیلی بد!

متوسط رای ها 0 / 5. Vote count تعداد آرا : 0

تا حالا کسی رای نداده, شما اولین نفر باشید !

واقعا متاسفیم که این مطلب رو دوست نداشتین, اگراشتباهی ۱ دادین در قسمت کامنت همین نوشته بنویسین تا بلاک نشین !

خواهشا, پیشنهاد بدین چطوری بهترش کنیم اگر از ما جواب میخواین ایمیل آدرستون رو اینجا بنویسین

Tell us how we can improve this post? خواهشا, پیشنهاد بدین چطوری بهترش کنیم اگر از ما جواب میخواین ایمیل آدرستون رو اینجا بنویسین

You may also like...

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *