دوستان, مطمئنم که الان نه تنها شما ها , بلکه تمام دنیا , میخوان بدونن که چی بر سر باغ خونگی من اومد, هنوز که به پایان باغ نرسیدیم اما چونکه محصولاتی عرضه و قسمتی از بازار جهانی گوجه فرنگی های ارگانیک الان توسط من و باغم تامین میشه, گفتم بد نیست که چند تا
عکس بزارم و شما رو هم در جریان پیشرفت امور قرار بدم, اون درخت گوجه فرنگی پایین تابلو, عاقبتش به همین چند تا گوجه فرنگی ختم شد و از دیار باغی به دیار باقی شتافت !
اون بوته های سبزی هم که میبینین, پاپریکا هستن و قراره گل بدن و بعدشم فلفل دلمه ای و این داستانا , اون دختر خانومی هم که گوجه فرنگی دستشه, دختر کوچیکمه …

البته دوستان, این توضیح رو لازمه که اینجا به عرض شما بزرگواران برسونم که اگه میبینین این گوجه فرنگی ها ظاهر چندان دلچسبی ندارن بخاطر اینه که اینا ارگانیک هستن, تو فروشگاه ها ندیدین, هر چی میوه و سبزیجات زشت و درب و داغون هست, ارگانیکه ؟ تازه قیمتاشم ۳-۴ برابر اون میوه خوشگلاست , اصلا من فکر کنم هر چی بدمزس یا داره خراب میشه, یک اتیکت ارگانیک روش میزنن میکنن تو پاچه خلق الله !
مشکل اینجاست که این گوجه فرنگی های من قیافه که ندارن, سرشونو بخوره, لامصبا مزم ندارن, دست من اصلا نمک نداره دوستان, روزی ۲-۳ بار آب میدادم به اینا, ۶-۷ بار با اسپری آب میپاچیدم روشون که گرمشون نشه, ۳-۴ جور کود ارگانیک واسشون خریدم که با پول همون کود ها, میتونستم یکسال. بهترین گوجه فرنگی ها رو بخرم, اینم نتیجه اونهمه عرق ریختن ها !

تا درودی دیگر دوستان, بدرود

دیدگاهتان را بنویسید