خرید قبل از کریسمس!

دوستان میدونین که ۲ روز دیگه بیشتر به کریسمس نمونده و همم بد جوری وقت کم آوردن، حتی ماهایی که همچین زیاد هم تو بند کریسمس و این حرفا نیستیم اما بخاطر بچه هامون باید تا حد امکان تو خونه هامون سور و سات کریسمس رو برقرار کنیم که بچه ها که اینجا مدرسه میرن چیزی از همکلاسی هاشون کم نیارن!
امروز صبح هم مثل هر روز که عجله دارم از خونه اومدم بیرون با این تفاوت که باید خرید هم میرفتم، چونکه میدونین چند روزی مغازه ها تعطیل میشه و اگه خرید رو بزاری برای ساعت های آخر، هیچی تو سوپر مارکت ها گیرت نمیاد علاوه بر اون، شبم مهمون داریم !
رفته بودم تو سوپر مارکت، لیست هم دستم وبا عجله  داشتم دنبال چیزایی میگشتم که خانومم تو  لیست نوشته بود که دیدم یک اقای ترک با خانومش که رو سری به سر هم بود زل زده  تو چشای من! هر جام میچرخیدم این یارو از روبروم در میومد و جلوم سبز میشد!
خانومش جنسایی که میخواستن رو  ورمیداشت و  میزاشت تو گاری، یارو هم با اون سیبیل کلفتش فقط منو نگاه میکرد!
دفعه های  اولش زیاد برام مهم نبود چونکه ما ایرانی  ها عادت داریم هر جا همدیگر رو میبینیم اول  زل بزنیم تو چشای همدیگه بعدشم از همدیگه فرار کنیم!  اما یارو دیگه شورشو درآورده بود، ایرانی هم نبود!
باز اگه حرفی میزد، سلام و علیکی میکرد یا سوالی میکرد و اقلا میپرسید کجایی هستی   و اینجور چیزا، زیاد ناراحت نبودم اما فقط چشاشو میزد تو چشای منو و تا من سرمو بر نمییگردوندم، ول کن نبود!
سر صبحی بد جوری یارو حالمو گرفته بود، با خودم گفتم شانس ما رو ببین،،  مردم تو خیابون،  جنیفر لوپز و شکیرا و کلودیا  شیفر،  واسشون چش و ابرو بالا میندازن، واسه ما Ahmet و mesood و omit !
کم مونده بود واقعا باهاش دست به یقه شم و ازش بپرسم چی میخواد  از جون من با اون سیبیل تخ…؟!
هم عجله داشتم هم جنسا رو پیدا نمیکردم هم این یارو بدجوری داشت رو اعصابم  راه میرفت! تو دلم هر چی فحش بلد بودم  به هر چی ترک و سیبیلو  بود میدادم و میچرخیدم! منتظر یک جرقه بودم که یارو یه  چیز بگه و هر چی حرف از دهنم در میاد بهش بگم!
خلاصه ۲۰ دقیقه ای طول کشید تا چیزایی که دنبالش بود پیدا کردم رفتم دم صندوق!
خانومه همه رو حساب کرد و گفت  ۴۸ وخورده ای ، اومدم با کارت بدم، از شانس ما ،کارته خراب شده بود! چند دفعه ای درش آوردیم و دوباره کردیم تو، فایده ای نداشت،  کار نمیکرد،
گفتم خانوم من همین الان میرم بانک، پول میارم، شما اینارو حساب کنین، بزارین کنار، من چند دقیقه دیگه میام.
گفت نمیشه، یا شما الان باید پولشو  بدین یا باید همه رو برگردونین سر جاش!
گفتم خانوم شما حساب کنین  من الان میرم پول میگیرم بر میگردم.
گفت نخیر،  نمیشه  باید کنسلش کنم چونکه اگه نکنم شمام بری و دیگه نیای،  من باید پول اینارو بدم!
گفتم، مگه من  مریضم   که برم و نیام، یک ساعت اینجا چرخیدم تا اینا رو پیدا کردم، حالا برم و بر نگردم؟!
گفت ممکنه بری و نتونی بر گردی، حالا یا تصمیمت عوض شه یام کاری واست پیش بیاد اونوقت من چیکار کنم با اینا! یا باید خودم پولش رو  بدم یام اینکه نیم ساعت وقت بزارم که همه اینا رو دونه دونه   کنسل کنم!
اتریشی هام که همه مثل من عجله   داشتن، قر قرشون بلند شده بود،  پشت سری به من گفت، آقا یا پولشو بده یام اینکه بزار به کارش برسه! وقت ما ها رو هم تلف نکن!
یک کم دیگم  چونه زدم، خانومه قبول نکرد! هر چی من بیشتر اسرار میکردم، قر قر های پشت سری ها بیشتر و بلند تر میشد!
اگه وقت داشتم و عجله نداشتم همون اولی که گفت نمیشه میگفتم گوربابات به جهنم که نمیشه و میومدم بیرون!
خیلی حالم گرفته شد، نمیدونستم دیگه کی برم خرید، باید هم خودمو سریع  میرسوندم مغازه،  ، کاریشم نمیشد کرد هنوز میخواستم به خانومه بگم پس خودت جنسا رو برگردون سر جاش که دیدم یکی از پشت سرم یک پنجاهی گذشت رو باند! برگشتم دیدم ترکست،  یک کارت از جیبش در آورد و  گفت، من  تو همین خیابون  مغازه دارم هر وقت وقت داشتین پول رو بیارین پس بدین، عجله ای هم  نیست!
همه دهنشون باز موند، دختره پشت صندوق هم یک خورده سرخ شد و گفت من متاسفم به ما دستور دادن که این کار رو نکنیم اما از همه بیشتر خود  من خجالت کشیدم که ۱۰ دقیقه پیش میخواستم با یارو دست به یقه شم چونکه بد بخت دو بار  منو نگاه کرده بود! ….

شما ممکن است این را هم بپسندید

2 پاسخ‌ها

  1. mehdi amiri گفت:

    دوستان این داستان البته طولانی تر بود اما دیروز سرم شلوغ بود و نرسیدم تا آخر بنویسم، بعدشم دیگه حوصله نداشتم، قول میدم که نوشته بعدی پر ملات تر باشه! 😆

  2. saba گفت:

    cheghadr ghashang , vali gooshe sheytoon kar , bazam taraf tork boode, gahi ham pish miyad ke ma irani ha mitarsim be daade ham beresim tooye moshkelat … zende bashi agha

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *