تصادف!

ارسال‌شده در نوشته‌های بابی در می 24, 2009

خیلی‌ سال بود میشناختمش، علی‌ رو میگم، هنوزم دلم نمیاد بگم خدا بیامرزتش! یعنی‌ اصلا باورم نمی‌شه که دیگه علی‌ پیش ما نیست، دیگه بهم زنگ نمیزنه، دیگه پیشم نمیاد، دیگه هیچوقت نمیتونم بهش بگم اینقد سیگار نکش! دیگه نمیتونم باهاش مسافرت برم

امکان دیدن کامل مطالب جدید این سایت, فقط برای کسانی که ثبت نام کرده اند, وجود دارد, اگر شما قبلا ثبت نام کرده اید با وارد کردن نام کاربری و حرف رمز وارد سایت شوید و کسانی که هنوز این کار را انجام نداده اند میتوانند با استفاده از فرم زیز, همین الان ثبت نام کرده تا به تمام قسمت های سایت دسترسی پیدا نمایند:

Existing Users Log In
   
New User Registration
captcha
*Required field

شما ممکن است این را هم بپسندید